شرمتان باد ای خداوندان قدرت بس کنید

ای شیاطین خبیث بذر کین در آستین

بس کنید از دشمنی با این رسول راستین

بذر کین بار آورد صد فتنه بی شک بس کنید

زان که می دانید بد کردید اینک بس کنید

بر رسولان خدا فرهنگهای مختلف

از چه می تازید با آهنگ های مختلف

قصدتان باشد نبرد بین ادیان، بس کنید

خوب فهمیدند این را اهل ایمان بس کنید

وحدت ادیان به پا گردیده از کار شما

می شود داری که پا کردید خود، دار شما

دست ها از دستتان سوی خدا شد بس کنید

کفر و ایمان این زمان از هم جدا شد بس کنید

حفظ اسرائیل باشد اصل مقصود شما

چشم دنیا گشت اشک آلود از دود شما

عنکبوتی خانه ای دارید آتش بس کنید

ورنه می سوزید از گرمای آتش، بس  کنید

با مشیری می زنم فریاد بعد از سالها

 با چنین شعری که که جا ماندست از او در یادها

((شرمتان باد ای خداوندان قدرت بس کنید

بس کنید از این همه ظلم و قساوت بس کنید))

/ 9 نظر / 4 بازدید
صادق

با سلام و عرض ادب در شعر مشیری این بیت خطاب به چه کسانی بوده است؟ و به چه مناسبتی سروده شده؟ با تشکر

فاطمه

مثل همیشه خوب و به موقع

اقبال یخدانی

سلام.آفرین برشماوطبع روانتان.موفق باشید.

احسان

بیند چو خدا در رخ زیبای محمد دل سیر نگردد ز تماشای محمد یزدان صدف کون و مکان خلق نفرمود الا ز پی گوهر والای محمد چون خواست خدا حسن رخ خویش ببیند کرد آینه، آراسته سیمای محمد جان بخش اگر معجز عیسی ست عجب نیست کاو هست کمین بنده ی شیدای محمد صد پله به بام شرفش مانده که جبریل ماند عقب از سیر دلارای محمد از کنگره ی عرش الهیست فراتر خاک از شرف پای فلک سای محمد این معجزه اش بس، که شود زنده ی جاوید هر مرده دل از نام فرحزای محمد سرچشمه ی انوار الهیست روانش گنجینه ی عرفان ، دل دانای محمد سودائی او باشم و سودا ننمایم با هر دو جهان گوهر سودای محمد در حشر که دست همه کوتاست ز چاره دست من و دامان تولای محمد باسلام این شعر از آبت الله بهجتی بود دز وص حضرت محمد ..........به ما هم سر بزنید......احمدی اردکانی

داداشی

یاد روزهای آفتابی در جبهه عشق گرچه ماندیم از خانه اگر چه خصم راندیم هر چند که داغ یک وجب خاک بر سینه دشمنان نشاندیم با این همه کاش مثل مجنون آن شعله فرو نمی نشاندیم ای کاش که غافلانه از عرش خود را به زمین نمی رساندیم از جبهه که آمدیم ای کاش خاک از تن خود نمی تکاندیم افسوس در آن غروب دلگیر با هلهله سوی شهر راندیم ای کاش به ما هرآنچه دادند با حرص و طمع نمی ستاندیم . . . . یا روزهای آفتابی دفاع مقدس بخیر . . . .

محسن ورشابی

باسلام بسیار زیبا بود

محسن ورشابی

باسلام بسیار زیبا بود

حاج حبيب

جناب نبي زاده عزيز از شعر لذت بردم.ممنون از شما