شب یلدا

#شب_یلدا بیا با هم نشینیم

به دور از غصه و ماتم نشینیم


درون سینه غم را کرده پنهان

شبی را صبح کردن با عزیزان 


گران شد پسته کمتر می خریمش

قناعت کرده کمتر می خوریمش


به هم از خاطرات دور گوئیم

ز جنگِ جغدِ شب با نور گوئیم


به یاد آریم می خواندیم با هم

شب تاریک را راندیم با هم


شب یلدای ملت روز گردد

#خمینی عاقبت پیروز گردد


سپس تا آن ((شب خونین سحر کرد

چه خنجرها که از دل ها گذر کرد


ز هر خون دلی سروی قد افراشت 

ز هر سروی تذروی نغمه بر داشت


صدای خون در آواز تذرو است

دلا این یادگار خون سرو است*))


دریغا سروها رفتند از باغ

از ایشان مانده بر دل ها بسی داغ 


وطن می رفت تا آباد گردد

ز رنج و درد و غم آزاد گردد


دریغا دورِ شادی بود کوتاه

ز حسرت مانده بر لب های ما آه


به #ایران حمله شد از سوی صدام

که ایران را کشانَد باز در دام


دلیران وطن همّت نمودند

وطن را دور از ذلّت نمودند


بسی گُردِ دلاور خفت در خون

بشد خصم زبون از مرز بیرون


دو باره دوره ی سازندگی شد 

و دل ها پر ز شور زندگی شد


دریغا حرص و آز و رانت خواری

بزد بر گرده ی ما زخم کاری


به نام مصلحت کردیم پنهان

هر آن کس برد از این سفره ها نان


دریغا نامشان افشا نکردیم

جهان را سخت بر بدها نکردیم


#کلاس_درس در آتش دریغا

دریغا سوخته گل های زیبا


دریغ از فقر سخت مانده بر جا

نباشد این چنین شایسته ی ما


کنون یلدای ما تاریک و تار است

و اینک باز وقت این شعار است


شب یلدای ملت روز گردد

خمینی باز هم پیروز گردد


صلاح ملت ما هست #قانون

که تا باز آورد بر سفره ها نون


نماید محو دزدی، رانت خواری 

وطن آباد گردد باز ، آری


*: شعر از استاد #هوشنگ_ابتهاج(سایه)


حسین نبی زاده اردکانی

۱۳۹۷/۹/۳۰

/ 0 نظر / 11 بازدید