بود بر خلیج وطن نام فارس

بنام خداوند جنگ و جهاد

کز ایران زمین ذرّه ای کم مباد

ابوالقاسم ای شاعر پارسی

بسی رنج بردی در آن سال سی

عجم زنده کردی به اشعارخویش

ببین قلب ما گشته امروز ریش

ببین عده ای دشمن بی ادب

خلیج تو را داده نام عرب

ببین بر جزایر کنند ادعا

بخواهند آن را از ایران جدا

بیا یادشان آر کز باستان

ز ما بوده بحرین هم بی گمان

جدا گشته از ما به نیرنگ غرب

به دوران حکّام در چنگ غرب

دوصد ننگ و نفرین برآن شاه باد

که بحرین ازکف بدینگونه داد

بگو تا که باقی بود مام فارس

بود بر خلیج وطن نام فارس

به ایران جزایر بود چون نگین

بود تا ابد جزء این سرزمین

((اگر سربه سر تن به کشتن دهیم))

ازآن به جزایر به دشمن دهیم

ابوالقاسم ای ختم شعر وکلام

درود خدا بر تو بادا مدام

اردیبهشت 1388

/ 3 نظر / 5 بازدید
ننه جون

نمی دونم باید در مقابل شما چی بگم فقط در عجبم از این همه زیبایی در انتخاب کلمات واقعا از صمیم قلب براتون آرزوی بهترینها رو دارم(یعنی زندگانی در حکومت زیبای مهدی(عج))

مادر

سلام دوست عزیز سروده تان بسیار زیبا و دلنشین است مرحبا به این عرق ملی و وطن پرستی زنده باد ایران و ایرانی[گل]