بزرگداشت یک هزارمین سالگرد به پایان رسیدن شاهنامه فردوسی

بنام خداوند جنگ و جهاد

کز ایران زمین ذرّه ای کم مباد

ابوالقاسم ای شاعر پارسی

که بس رنج بردی درآن سال سی

عجم زنده کردی به اشعارخویش

ببین قلب ما گشته امروز ریش

ببین عده ای دشمن بی ادب

خلیج تو را داده نام عرب

گه از ما جزایر طلب می کنند

گهی نرم گه با غضب می کنند

بیا یادشان آر کز باستان

ز ما بوده بحرین هم بی گمان

جدا گشته از ما به نیرنگ غرب

به دوران حکّام مزدور غرب

دوصد ننگ و نفرین برآن شاه باد

که بحرین ازکف بدینگونه داد

بگو تا که باقی بود نام فارس

بود بر خلیج وطن نام فارس

به ایران جزایر بود چون نگین

بود تاابد جزء این سرزمین

((اگر سربه سر تن به کشتن دهیم))

ازآن به جزایر به دشمن دهیم

ابوالقاسم ای ختم شعر وکلام

درود خدا بر تو بادا مدام

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸