یک صد و هفتاد و پنج سرو شهید جوان



یک صد و هفتاد و پنج سرو رشید جوان
یک صد و هفتاد و پنج شیر دلیر ژیان
یک صد و هفتاد و پنج رستم گاه نبرد
یک صد و هفتاد و پنج زاهد نیمه شبان
یک صد و هفتاد و پنج مرد چو کوه استوار
در دلشان شوق وصل شعله ی آتشفشان
یک صد و هفتاد و پنج حوت به اروند زد
تا که بتازند بر خصم چو پیل دمان
لیک دریغا که خصم یافته بود آگهی
آتش بسیار ریخت بر سرشان بی امان
آتش بسیار ریخت بر سر ققنوس ها
گشت گرفتار بند لشکر سرو چمان
جمعی از آنان شهید جمعی از آنان اسیر
جمع به جایی نمود دشمن ایرانیان
بر سرشان خاک ریخت راه نفس را گرفت
سوی خدا باز گشت روح شهید جوان
(( در غم این عاشقان چشم فلک خون فشان
 آتش حسرت به دل داغ جدایی یه جان ))*
کرببلا چار و پنج در پی هم فتح بود
گر چه به ظاهر شکست لشکر غوّاصمان
لیک ز خونهای پاک لشکر حق جان گرفت
حمله ی بعدی شکست هیمنه ی دشمنان
از پس چندین دهه سوی وطن آمدند
یک صد و هفتاد و پنج سرو شهید جوان
آمده اند از سفر تا که به ما جان دهند
تا که نهیبی زنند باز به وجدانمان
باد همیشه وطن عزّتِ تو بر قرار
یاد شهیدان بود روشنی راهمان
* از محمد ذکایی

 

 

 
  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٤