سلام زینب کبری

سلام زینب کبری ،سلام دخت امامت

سلام اسوه ی ایمان،جهاد،صبر،شهامت

تو در حیاط مطهر چه رنجها که ندیدی

نخست داغ پیمبرو بعد غصه ی مامت

و بعد غصب خلافت و بی پناهی بابت

سپس شهادت حیدر به تیغ تیز لئامت

تو شاهد حسن و صلح انقلابی اویی

ز داغ قتل برادر،شرنگ  ریخت به کامت        

سپس خلافت بوزینه باز کافر بی دین

اساس دین خدا را ببرد سوی وخامت

گرفت بیعت با زور و زر زجمله حریفان

بجز حسین(ع) که خود داشت از خدای زعامت

مدینه را به سوی مکه ترک کرد که شاید

کنارخانه ی رحمان کند به صلح اقامت

چو دید نیست امان در کنار خانه رحمان

به کوفه گشت روان چون رسیده بود علامت

هزار نامه ی دعوت هزار جان به فدایت

قبول اگر نکنی ،کار ما به روز قیامت

 در این سفر همه جا یار و در کنار حسینی

عزیز قافله هستی به افتخار و فخامت

به دشت کرب وبلا حر گرفت راه شما را              

رسید لشکر دشمن  و جنگ شد به تمامت

به جنگ روی نهادند تا به فیض شهادت

رسند جمله ی یاران با وفای امامت

رسید لحظه ی آخر حسین ماند و لعینان

بگفت خواهر من با تو باد صبر و سلامت

شهید می شوم اکنون تویی وخیل اسیران

پیام ما برسان در مسیر کوفه و شامت

پیام خون شهیدان به روزگار رساندی

شکست هیمنه ی دشمن از شکوه کلامت

یزید خوار شد از خطبه های حیدری تو

تو را  فزود زمان، افتخار و جاه و کرامت

گذشت عمرتو با غم ولی هماره چو شیران

دفاع کرده ای و در امان شدست  کنامت

به شام دفن شدی تا اگر که باز یزیدی

نمود حمله به اسلام برکشی قد و قامت

 تو شمع جمع جهادی و جمع گرد حریمت

هزار گرد دلاور مرید راه و مرامت

برای حفظ حریمت همه چو عباسند

ستاده بر حرمت بهر حفظ راه و قیامت

تو ناخدای نجات ازبرای کشور شامی

به دشمنت نرسد جز شکست و ننگ وندامت

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ۱۳٩٢
تگ ها : زینب ، عباس ، حیدر ، شام