(ماندست کلام او در حنجره اش در سد): تقدیم به جانبازان سرفراز و صبور

جان باخته در میدان امّا نه به صد در صد

ماندست تنش با جان امّا نه به صد در صد

چون ماه بنی هاشم دادست دو دستش را

می جست شهادت را نایافت به صد در صد

تک سرفه ی خشک او یادآور ایثار است

دادست به همسنگر او ماسک به صد در صد

تا باز شود معبر رفتست به روی مین

تا باز شود معبر پا داده به صد در صد

ترکش به تنش ماندست بسیار از آن دوران

مجموعه ای از درد است امروز به صد در صد

بر حنجره اش ترکش خوردست چنان اصغر

ماندست  کلام او در حنجره اش در سد

زان بمب که یارانش، را کشت ولی او ماند

موجیست به اعصابش ،پنهان شده صد در صد

گهگاه شود موجی فریاد زند ، حاجی

برخیز که یاران را ، کشتند به صد در صد

با همسر و فرزندان ،گاهی بکند تندی

شرمنده ی ایشان است زین کار  به صد در صد

پروانه صفت جمعند مشغول پرستاریش

هستند به دیدارش دلشاد به صد در صد

صد رنج نهان دارد امّا به لبش لبخند

گوید غم خود با چاه گهگاه به صد در صد

هنگام نماز شب خواهد ز خدا هرشب

عجّل لولیّک را صد بار به صد در صد

خواهد ز خدا ، او را ،بپذیرد و بگذارد

تا از شهدا گردد این بار به صد در صد

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠
تگ ها : جانباز