تولّد تازه (به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدّر)

زدست عفریت دود ،بسوخت بود و نبود

به آسمان رفته آه ،ز دست این دیو ،دود

هزار سرو چمان ،قد کمانی شده

هزار گلبرگ تر ،برگ خزانی شده

نو گل نشکفته بین ،چگونه پرپر شده

دیده ی پیر و جوان ،ز غصه اش تر شده

چرا جوانان چنین ،اسیر در بند وی

عقل نهاده کنار،شدند پابند وی

اگر چه شیرین بود،زهر بود قند وی

قهقه ی مرگ هست ز بعد لبخند وی

به هر سرا شد درون وسیله ی اعتیاد

کیان آن خاندان رود به زودی به باد

فقر و فلاکت رسد همره صدها فساد

زاید از او فتنه ها ،که هست ام الفساد

سخت بود ترک آن ولی نباشد محال

همّت و غیرت بود چاره ی این ضدّ حال

شاهد این مدّعا،هزار شمشاد تر

رهیده از اعتیاد ،راست نموده کمر

روی سیاهش چو گل، خرّم و خندان شده

رهیده از دست دیو ،دو باره انسان شده

تولّد تازه ای ست ،رهیدن از اعتیاد

جامعه باید کند باز به وی اعتماد

محبّت بستگان ،شامل حالش شود

رفتن سوی فساد ،دگر محالش شود

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠