حریم حضرت زینب

حریم حضرت زینب حریم امن خداست

مهاجمان به حرم کافران ملعونند

یقین ز نسل یزیدند و نسل ابن زیاد

که از عدالت و انصاف سخت بیرونند

ز نور گنبد زینب دو چشمشان کور است

چو موش کور به گوری سیاه مدفونند

یزید خوار شد از خطبه های تو بانو

قسم به عشق که این قوم نیز مغبونند

مدافعان حرم همچو حضرت عباس

برای حفظ حرم عهد بسته با خونند

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٢
تگ ها : زینب-عباس

مهمانی خدا

آماده می شویم به مهمانی خدا

یارب شفا ببخش به امراض جسم و جان

شعبان برفت ، شد رمضان در افق پدید

یارب به روز عید نما ماه دین عیان

بین داس فتنه می کند از مسلمین درو

یارب عنایتی ، بشود صلح بینشان

مصر است نا مبارک ، شام است غرق خون

درهر دو سوی نام حضرت تو بر زبانشان

ازهرطرف که کشته شود سود با عدوست

جولان ازاین گرفته و سینا ز مصریان

ای کاش اصل همّتشان رو به قدس بود

تا دفع شر و فتنه شود از همه جهان

باید عدو ز خاک فلسطین رود برون

پیغام روز قدس بود با معاندان

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢
تگ ها : رمضان

ندای ارجعی از دوست می رسد هر دم

 ((هر آن که زاد بناچار بایدش نوشید

زجام دهر می کلّ مَن علیها فان))

ندای ارجعی از دوست می رسد هر دم

چه خوش بود که جوابش دهیم ما آسان

از این سرای موقّت به سوی دار بقا

سزاست جمع کنی کوله باری از احسان

ز دوست هر چه رسد نیست غیر نیکویی

جواب زینب کبری(س) به خصم بود این سان

چو دید درد به جانش فتاده مشتاقی

نمود شکر به درگاه ایزد منان

ز امتحان به در آیم، خدای یاری کن

که دین ز کف ندهم گر بگیری از من جان

نمود صبر و تحمل ، نبرد با سرطان

دریغ و درد نشد کارگر ، دوا درمان

بسان حضرت زینب صبور بود و شکور

 چو وی برفت ز دنیا به روضه ی رضوان

خدای صبر دهد برجمیع اقوامش

چو صبر حضرت یعقوب در غم هجران

چو صبر حضرت زینب به عصر عاشورا

خدای صبر دهد بر تمامی ایشان.

سال گذشته در چنین روزی طلبه فاضله حوزه علمیه و آموزگار قران سرکار خانم زهرا مشتاقی (دختر خواهر زاده ام)پس از چندین سال مبارزه صبورانه با سرطان دار فانی را وداع گفت

اردکان1391/04/07

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ تیر ۱۳٩٢
تگ ها : زینب ، مشتاقی

رشته ی وحدت خلق

دانم که دل تو غرق خون است از ما

احکام خدای واژگون است از ما

چون خویش به جان یکدگر افتادیم

ایام به کام خصم دون است از ما

اصلاح امور ما به یک غمزه ی توست

عمر  همگی فدای یک لحظه ی  توست

کشتی نجات ، رشته ی  وحدت خلق

سرکوب ستم به لشکر شرزه ی توست

در دولت خویش، مهربانی داری

انعام زمین و آسمانی داری

با دست تو سرکوب امیران ستم

با عدل حکومتی  جهانی داری

ای کاش که ما لایق دیدار شویم

از فسق و فجور دست بردار شویم

باور بکنیم اگر که آدم نشویم

با حکم عدالت تو بردار شویم

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢