ما ز فردوی* مان نمی گذریم)اصلاحیه 1388)

گر بهشت برین به ما بخشند

 ما ز فردوی* مان نمی گذریم

 اهل گفتار و منطق وعقلیم

 لیک از حق مان نمی گذریم

 ما ز بمب اتم بری هستیم

 از انرژی آن نمی گذریم

 سوخت را ساختیم در تحریم

 ما ز انبارشان نمی گذریم

 گرجهنّم کنند ایران را

 ساده از دشمنان نمی گذریم

 همچو ققنوس باز برخیزیم

 تا نگیریمشان نمی گذریم

 جای امنی برای دشمن نیست

 نیست جایی کز آن نمی گذریم

 هرکجایش منافعی باشد

 بی خسارت ازآن نمی گذریم

 منتظر بر ظهور مولائیم

 بر در این و آن نمی گذریم

 
*(فردو ، برگرفته از کلمه فردوس به معنی بهشت است.)

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱

به هم پریدن یاران!

به هم  پریدن یاران!
به دشمنان قسم خورده ی نظام مبارک.
چه شاد شد دل ایشان
و غم نشست به دلهای داغدار شهیدان
و من نیابتا از سوی هر دو سوی انالحق
به فکر رفته و گفتم
خدای من تو ببخشای
نفس سرکش ما را

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها : انالحق

به آنان که ضحاک را پی زدند

سلامی در این بامدادان فجر
به فجر آفرینان ایام زجر
به آنان که ضحاک را پی زدند
وبانک انالحق سر نی زدند
به آنان که جانباز این ره شدند
به آن سروهایی که کوته شدند
خدایا به خون شهیدان ما
سرافراز کن ملک ایران ما

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها : فجر

پیغام صلابت و نجابت

امروز عقابهای سوری

از گنبد آهنین گذشتند

پیغام صلابت و نجابت

بر صفحه ی کاغذی نوشتند

کردند پیام خویش را پخش

سالم به کنام باز گشتند

افتاده به خصم لرزه امروز

تحقیر از این پیام گشتند

پیغام ز بمب بود بدتر

تهدید به انتقام گشتند

محتوم بود شکست غاصب

برلوح ازل چنین نوشتند

ما منتظریم تا ببینیم

رفتند ز قدس و بر نگشتند

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۱

خاتم پیغمبری

  آید به دنیا کودکی،رخساره اش رشک پری

آید یتیم آمنه ، با فر و جاه و سروری

در آسمان روحانیان ، بینند نور دیگری

گویند امشب می رسد ، احمد رسول آخری(ص)

شد نورباران آسمان ، در مقدم روشنگری

آمد محمد(ص) ، مصطفی ، سازد جهان را رهبری

در کعبه بتها بر زمین ، افتاده امشب سرسری

ایوان کسری را خلل ، افتاده در بام وبری

بین فارس را آتشکده ،خاموش گشته اخگری

دریای ساوه خشک شد ، جوشید جای دیگری*

شد رانده شیطان امشب از، چند آسمان دیگری

یعنی رسیده مبطل اندیشه های کافری

این طفل برنا می شود،در مهد کفر و بت گری

سجده نیارد بر بتان ، دارد مرام دیگری

داده عرب نامش امین،در زندگی در داوری

در مکه در غار حرا، اوراست حال بهتری

آرَد کتاب ازسوی حق، ناخوانده درس ودفتری

سازد عرب را منع از ، تدفین زنده دختری

عزّت ببخشد بر زنان ، تکریم سازد مادری

                 او کعبه را پاک از بتان ، سازد به دست حیدری

دینش جهانی می شود،این خاتم پیغمبری

                   بادا درود حق بَر او، تاروزحشر و داوری

* سه شب قبل از ولادت پیامبر(ص) انوشیروان پادشاه ایران در رویا دید که تعدادی از طاق های قصرش فرو ریخت و در شب ولادت ایوان قصر لرزید و چهارده طاق از آن فرو ریخت.

هنگام صبح انوشیروان از خواب برخاست و با دیدن منظره ی قصر وحشت کرد. لذا صلاح دید با وزیران و منجمان وکاهنان به مشورت بنشیند به همین منظورلباس سلطنت خودرا پوشیدوتاج برسرگذاشت وبرتخت نشست آنگاه همه را به مجلس دعوت کرد و آنچه اتفاق افتاده بود به آنان خبر داد.

در همین حال سه خبر دیگر برای او آوردند:«یکی خاموش شدن آتش هزار ساله آتشکده فارس و دیگری خشک شدن دریاچه عظیم ساوه که مردم آن را می پرستیدند و سومی جاری شدن آب در بیابان سماوه که سال ها در آن آب نبود.

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها : خاتم ، محمد(ص)