ای گل پنهان من -- بهاریه

 می رسد از ره بهار ،موسم دیدار گل

 می رسد از هر طرف ، لشکر بسیار گل

 سبزه دمید ست بر ، دشت و دمن موج موج

 فرش فکندست بر،مقدم شهوار گل

 بلبل زیبا نگر،نغمه زنان پیش گل

 گر چه دلش ریش ریش، می شود از خار گل

 تندر و طوفان و برق،بارش باران ز ابر

 کرده هوا را لطیف،همره ایثار گل

 ای گل پنهان من ، رخ بنما درچمن

 آب به راهت زده ،شبنم رخسار گل

 روی تو گل ،خوی گل ،عمر تو بر عکس گل

 سالم و شاداب زی،یار و پرستار گل 

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۸

مکه از نور وجودش گشته امشب تابناک

دختری در قبر رخسار پدر می کرد پاک*

بی خرد از جهل می پاشید بر فرزند خاک

ننگ می دانست دختر داشتن را چون عرب

زنده مدفون می نمودی دختران را زیر خاک

شعر و شمشیر و شقاوت ، باجگیری فخرشان

قلب آدمهای مومن بود از غم چاک چاک

در شبی اینسان سیاه و در محیطی سهمناک

کودکی آمد به دنیا خوب و زیبا ، تابناک

کودکی آمد که دنیا زو شود از جهل پاک

وارهاند دختران از زنده رفتن زیر خاک

بردگان را وارهاند از قیود بردگی

از جهان سازد بساط ظلم و استبداد پاک

نام او باشد محمد(ص)بنده ی خوب خدا

مکه از نور وجودش گشته امشب تابناک

* مردی خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید و اسلام را پذیرفت . سپس سئوال کرد: اگر من گناه بزرگی مرتکب شده باشم توبه من پذیرفته می شود؟

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ٤:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها : مکه ، پیامبر اکرم

سالروز آغاز امامت صاحب الزمان مبارک باد

در انتظار رویت مائیم درخماری

 نه رخوت خماری، بل  وجد و بی قراری

 آماده نبردیم بر ضد هر تباهی

 فرمان نمای صادر ای حجّت خدایی

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ٦:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها : انتظار ، خماری