العزّه لالغزّه

الحمد لله الذی جعل العزّه لالغزّه و الحماس

مجبور شدن رژیم صهیونیستی به اعلام  آتش بس یکجانبه را به رزمندگان مقاومت فلسطین و حامیان جهانی فلسطین تبریک میگویم.

زمان ظفر

 المنّه لله که زمان ظفر آمد                                با همّت مردان خدا جنگ سر آمد

آن لشکر مغرور ستمکاره صهیون                    مقهور سپاهی همه اهل خطر آمد

گفتم به²حسن² کین همه اعجاز کجا بود             فرمود ز تمرین و دعای سحر آمد

گفتم که فلسطین چه شود ،گفت قریب است ،        کز همّت یاران شب تارش سحر آمد

 سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۵  

 

 

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧

به غزّه روکن و بنگرشکوه ایمان را

به غزّه روکن و بنگرشکوه ایمان را

به غزّه روکن و بنگرنبرد شیران را

به غزّه روکن و بنگرجنایت صهیون

که از شمار بود فتنه هایشان بیرون

به غزّه روکن و بنگرسکوت خفّت بار

از این شیوخ عرب،بردگان استکبار

به غزّه روکن و بنگرحمایت مردم

به رغم ذلّت حکّامشان ،از این مردم

به غزّه روکن و بنما دعا که ای یزدان

نمای یاریشان در نبرد،درمیدان

ببین تو بر لبشان لا اله الا الله

نمای یاریشان ای خدا به نصرالله

ندای (تنصروا*)از تو شنیده میجنگند

ز یاری تو چنین استوار در جنگند

ز نسل لشکر بدرند و فاتح خیبر

شکست فتنه ی صهیون بود از این لشکر

*:«ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم». «هرکس خداوند را یاری کند خداوند او را یاری می‌نماید»

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧

شام غریبان غزّه

شام غریبان غزّه

 

هلا سپاه محمد دوباره جمع شوید

برای شام غریبان غزّه شمع شوید

از این شیوخ عرب نیست جای امیدی

به زیر پرچم الّله ، جمله جمع شوید

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٧

فلسطین=کربلا

                               بسم الله القاسم الجبّارین                        

از فلسطین رسد این زمان این ندا

صحنه ی کربلا گشته اینجا به پا

شمر اولمرت دون، بوش باشد یزید

هر زمان میزند بانگ هل من مزید

می کشد مرد و زن ،کودک و پیرمرد

کارها میکند، شمر ملعون نکرد

گرچه اصغر شهید گشت در کربلا

مادرش در امان، ماند در خیمه ها

گرچه زین العباد بود در کربلا

چون  که بیمار بود، رست از آن بلا

این زمان میکشد جمله را خصم دون

ای خدایا نما ،قدرتش سرنگون

ای خدایا رسان مهدی فاطمه

آن که دشمن از او، هست در واهمه

تا که احیا کند دین جدش حسین

ای خدای حسین ،حقّ خون حسین

چهارشنبه ٢۶ دی ۱۳۸۶

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧

غزّه=کربلا

غزّه امروزاست قربانگاه عشق

کشته قومی گشته بر درگاه عشق

عشق آزادی، وطن خواهی، خدا

عشق برقدسی که گشت ازما جدا

غزّه امروز است همچون کربلا

قتلگاهش پرشده ازکشته ها

شمر اولمرت است ومشعل چون حسین(ع)

عاقبت پیروزمی گردد حسین

 

 

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧
تگ ها : کربلا ، مشعل ، قتلگاه

شعب ابیطالب = غزّه

چون شعب ابیطالب امروز بود غزّه

پیروز شود اسلام زین نقطه به دشمنها

نه قوت و غذا اینجاست نه برق نه دارویی

ای شیخ عرب تا کی لبخند به دشمنها

مانند حسین(ع) اینجا هیهات* به لب دارند

آماده ی پیکارند با جمله ی دشمنها

پیروزیشان حتمی است با یاری حق آری

هر چند بود قدرت در جبهه ی دشمنها

پیر و زن و کودک نیز آماده ی پیکارند

باشد همه جا سنگرهم خانه و گلشن ها

با خصم بگو آید با پای خودش در بند

سجّیل و ابابیل است این سنگ و فلاخن ها

پیروزی درلبنان تکرارشود اینجا

پیروزی حزب الله حتمی ست به دشمنها

* هیهات منا الذّله

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧

نخل و آه و چاه

به نام خدا

پنج سال پیش بم لرزید و عزیزانی را ازما گرفت .

به امید سلامت بازماندگان وعدم تکرارچنین حوادث

دو شعر زیر که در آن موقع سروده بودم ،به مردم

بم و یاوران بازسازی بم تقدیم میشود.

 

زمین گهواره من از چه رو اینگونه لرزانی

تورا آباد کردم از چه رو خواهی تو ویرانی

 بسی نخل تن آور بار آوردم به صحرایت

بسی سرسبزی شادی نمودم بر تو ارزانی

برآوردم بنا از خشت وگل تا آسمان بردم

تو خاکش باز کردی از چه رو اینسان به آسانی

به سختی من برآوردم بسی محصول از خاکت

ولی محصول عمرم را ربودستی به آسانی

بسی گل پروریدم من به دامانت ، ندانستم

گل نشکفته ام را می کنی در خاک مهمانی

دو دست یاریم بشکسته پایم مانده در آوار

زن وفرزند من مردند در وضعی که می دانی

صدای ناله ای از کودک همسایه می آید

کنار پیکر بی جان مادر گشته زندانی

خدایا یاریم ده تا رها گردم از این محنت

به یاری تو و با همّت افراد ایرانی

 

 **********************

  تو را آباد می سازیم ای بم

ز غم آزاد می سازیم ای بم

اگر چه قهر تو با ما چنین کرد

نگشته ذره ای از مهر ما کم

به جای خانه ویرانه خویش

بنا سازیم با بنیان محکم

به یاد لاله های خفته در خاک

هزاران لاله می کاریم در بم

به جای سرو قامتهای مدفون

درخت سرو می کاریم در بم

به یاد پیرمردان کریمش

هزاران نخل می کاریم در بم

ز اطفال یتیمش دست گیریم

جهانی با صفا سازیم در بم

زنان بم چو زینب قهرمانند

جوانان و برادر داده در بم

چولیلا مادران بم صبورند

که اطفالی چو اصغر داده در بم

و مردانش علی مانند هستند

گواهم نخل و آه و چاه در بم

ز هر جا بهر بم امداد آمد

خداوندا مخواهش غرق ماتم

ز ما ای دوستان عبرت بگیرید

مبادا بر شما آید چنین غم

زمین را نیست از لرزش گریزی

ولی باید خسارت را کنی کم

به ژاپن کن نظر با هشت ریشتر

نگردد یک نفر از جمعشان کم

مقاوم سازی و نوسازی خوب

بباید در نظر باشد دمادم

رسد روزی به امید الهی

نسازد زلزله یک تن ز ما کم

  
نویسنده : حسین نبی زاده اردکانی ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ دی ۱۳۸٧
تگ ها : بم ، نخل ، زلزله