..............شعر مقاومت..............



این سال جدید بی مبارک

این سال جدید بی مبارک

بادا به جهانیان مبارک

هر حاکم ظالم وستمگر

در بند شود چنان مبارک

ای کاش ندا رسد که مهدی (عج)

آمد،به جهانیان مبارک

چون همره او بود مسیحا (س)

بادا به مسیحیان مبارک

آزاد شود جهان ز بیداد

وز بند ستمگران مبارک

آباد شود جهان و پر داد

با دولت صالحان مبارک

یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠  توسط حسین نبی زاده اردکانی  |  نظر شما()

 

طبس یعنی طلسمی بر سر راه

طبس یعنی طلسمی بر سر راه                         طبس یعنی به راه دشمنان چاه

طبس یعنی مکن با ما لجاجت                         نگردد حاصلت جز اشک ، جز آه

شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠  توسط حسین نبی زاده اردکانی  |  نظر شما()

 

از مدینه تا شام

السلام علیک یا ابا عبدالله

(از مدینه تا شام)

می خواست یزید محو سازد اسلام

هرکس که علیه اوست سازد اعدام

ساکت بنمود عدّه ای را با زر

با زور نمود جمعی از راه به در

یک عدّه ز ترس خویش ساکت گشتند

جمعی ز ره درست خود برگشتند

بوزینه به دوش و جام مشروب به دست

برمسند ختم مرسلین او بنشست

یک روز بزد لاف که وحیی نرسید

بازیچه ی هاشمی ست این وعد و وعید

 اعمال خلاف عفّت و شرع نمود

در دین خدا دست به بدعت بگشود

می رفت اساس دین حق برگردد

قوم عربی به جاهلی برگردد

می خواست که از حسین بیعت گیرد

تا در کف خود تمام قدرت گیرد

هیهات، حسین و این چنین کار سخیف

فرزند علی کجا شود خوار وخفیف

بیرون ز مدینه شد سوی بیت خدا

از قبر رسول گشت با آه جدا

آگاه چو شد یزید از رفتن او

افراد گسیل کرد بر کشتن او

چون دید حسین این رذیلت زیشان

ناکرده تمام حج، جدا شد زیشان

تا حرمت خانه ی خدا دارد پاس

فرمان رحیل داد او بر عباس

رفتند به سوی کوفه با همراهان

بس نامه رسیده بود مولا خواهان

ما منتظریم تا بیایی مولا

سرباز توئیم اگر بیایی مولا

فرمود به مسلم ای پسر عمّ عزیز

بشتاب به کوفه خوب بنگرهمه چیز

آگاه نما ز وضع آنجا ما را

تجمیع نما تو شیعیان ما را

مسلم چو رسید کوفه را دید به راه

از بهر حسین جملگی گشته سپاه

آماده و شمشیربه کف در یاری

پیکی بفرستاد که مولا آری

این قوم مهیّای قدومت هستند

بشتاب که آماده ی بیعت هستند

از سوی دگر یزید چون شد آگاه

گفت ابن زیاد زود افتد در راه

تاکوفه رود بدون یک لحظه درنگ

تاعرصه کند به کوفیان فوری تنگ

آمد چو به کوفه ناشناس آن ملعون

با نقشه ی او وضع بشد دیگرگون

با وعده ی پول و قدر ت و با زر و زور

اوّل بنمود خلق از مسلم دور

وآنگاه گرفت هانی و مسلم را

گفتا بکنید بیعت امروز مرا

از راه حسین اگر شما برگردید

درلشکر من امیر لشکر گردید

هیهات ز شیعه این چنین خوار شدن

در پنجه ی معصیت گرفتار شدن

القصه بکشت مسلم و هانی را

نفرین خدا باد مر  این جانی را

می بود حسین جانب کوفه روان

بد همره او اهل و عیال و یاران

از  جانب کوفه پیکی آمد  به شتاب

از کوفه حذر نما که آنجاست سراب

بیعت شکنند و سست پیمان  این قوم

گردید شهید مسلمت در این قوم

فرمود  حسین رحمت حق  بر او

ما نیز شویم جمله ملحق بر او

رو کرد به اصحاب شنیدید سخن

این  عاقبت ماست  پس از رنج و محن

من بیعت خویش برگرفتم ز شما

هر کس که بخواهد برود هست رها

وانگاه چراغها نمودند خموش

رفتند جماعتی از آنجا خاموش

ماندند به جای مخلصان با ایشان

جان همه عالمی فدای ایشان

کردند چراغ خیمه را چون روشن

بودند به سان بلبلان در گلشن

بر گرد حسین جمع یاران شفیق

مشتاق لقای یار همراه رفیق

درطی مسیر حر  گرفتش سر راه

گفتا به حسین و شرم بودش به نگاه

دستور توقّف است از ابن زیاد

ما منتظریم تا که فرمان چه دهاد

پرسید حسین نام این دشت کجاست

گفتند که نام این زمین کرببلاست

فرمود که بارها گشایند آنجا

برپای کنند خیمه ها را آنجا

در پشت خیام خندقی حفرکنند

ایمن ز جفای دشمن و مکرکنند

حر داشت امید صلح و اصلاح به دل

شرمنده بد از حسین و خود بود خجل

درظهر نماز ظهر همراهش خواند

در کرببلا مراقب ایشان ماند

زان سو عمر سعد به میدان آمد

با لشکر بسیار شتابان آمد

گفتا به حسین یا بفرما بیعت

یا کشته شوی به دست این جمعیت

فرمود حسین ما و بیعت هرگز

تایید بر این ظلم و جنایت هرگز

گر دین خدا ز خون من گردد راست

گر کشته شویم ما در این راه رواست

امشب بکنیم با خدا راز ونیاز

فردا چو شود جنگ نمایید آغاز

شاید که شما نیز کمی فکرکنید

در خلوت خویش با خدا ذکر کنید

چون نامه نوشتید بیارید به یاد

خود را برهانید ازاین دام فساد

گفتا عمر سعد که مهلت ندهیم

بر کشتن تو لحظه ای از کف ندهیم

جمعی ز سپاه همرهانش گفتند

فرزند رسول است در اینجا به کمند

جایی نتواند برود تا فردا

مهلت بدهش دعا کند تا فردا

برگرد حسین دوستان جمع شدند

پروانه صفت به گرد آن شمع شدند

بر گرد حسین جمع هفتاد و دو تن

یک روح بدی درون هفتاد و دو تن

فرمود حسین بن علی با یاران

بر قتل من است رای این خونخواران

فرمود تمام کشته خواهید شدن

سرها بشود جدای فردا از تن

یک بار دگر  اجازه ی رفتن داد

فرمود که بیعت ازشماها افتاد

کردند چراغ خیمه را باز خموش

جز  زمزمه ی گریه نیامد برگوش

ماندند به جای جمله یاران حسین

گفتند نمی رویم ما جان حسین

گفتند تمام، با شهامت هستیم

مشتاق رسیدن به شهادت هستیم

ما دست نداریم ز دامان شما

جان همگی فدایی جان شما

فرمود خداوند نگهدار شما

شاد است رسول او  ز رفتار شما

تا صبح دعا و ندبه بر پا کردند

اسباب نبرد را مهیّا کردند

حر دید وقوع جنگ حتمی شده است

او باعث این نبرد قطعی شده است

شرمنده ز کار خویش از لشکر رفت

نزدیک حسین بن علی ، مضطر رفت

گفتا که من اول سر راهت بستم

شرمنده ز کار خویش اینک هستم

اذنم بدهی به همرهت جنگ کنم

خود را بری از قساوت و ننگ کنم

فرمود حسین حر،تو خود آزادی

آنگونه که حر ز مادر خود زادی

حر رفت به میدان و پس از جنگ وجهاد

گردید شهید و رست از ننگ و فساد

زان بعد به میدان علی اکبر رفت

چون گشت شهید عون و هم جعفر رفت

عباس بیامد که بده اذن نبرد

تا پاک کنم زمین ز قوم نامرد

فرمود حسین اذن جنگت ندهم

خواهم که تو را به زودی از کف ندهم

تو پشت وپناه لشکری یا عباس

بر جمله دلاوران سری یا عباس

خواهی بروی برو بیاور آبی

افتاده حرم ز آب در بی تابی

عباس برای بردن آب برفت

از هیبت او ز دشمنان تاب برفت

آمد به فرات مشک پر آب نمود

ناخورده ز آب یاد احباب نمود

رو سوی حرم نمود با مشک پر آب

گفتا عمر سعد به لشکر به شتاب

بندید به تیر مشک را پاره کنید

آبش چو بریخت بهر او چاره کنید

یک دست به مشک و دست دیگر شمشیر

با جهد نمود مشک را دور از تیر

می رفت به جانب حرم همچون باد

تیری برسید آب را داد به باد

تیر دگری بخورد بر پیشانیش

خون گشت روانه از سر نورانیش

استاد که خون ز دیدگان پاک کند

آهنگ نبرد خصم ناپاک کند

یک دست ز پیکرش بکردند جدا

دست دگرش فتاد در راه خدا

از اسب فتاد همچو کوهی بر خاک

فرمود حسین من بیا نزد اخاک

آمد چو حسین نزد  عباس نشست

گفتا که ز داغ تو مرا پشت شکست

بعد از تو جهان دگر ندارد سودی

ملحق به تو می شوم برادر زودی

یاران حسین یک به یک جنگیدند

در راه خدا به خون خود غلتیدند

هنگامه ی ظهر چون اذان سر دادند

حضرت به نماز آخرین استادند

همراه حسین عدّه ایشان به نماز

یک عدّه سپردار نگهبان نماز

گشتند چو فارغ از عبادت ایشان

از تیر بشد شهید یک تن زیشان

یاران حسین یک  به یک جنگیدند

کشتند ز دشمن و به خون غلتیدند

گشتند شهید جمله یاران حسین

شد نوبت رفتن به میدان حسین

آمد به حرم وداع آخرگوید

اسرار مگوی را به خواهر گوید

ای خواهر من جان تو و جان علی

بیمار گرفتار تب وتاب ،علی

ای خواهر من عمود این جمع تویی

پروانه ی من از این سپس شمع تویی

بر گرد خودت بگیر اطفال مرا

بر خلق رسان تو شرح احوال مرا

من کشته شوم برای آیین خدا

روشنگریش بود ز تبیین شما

تا شام شما را به اسارت ببرند

با زجر فراوان و شقاوت ببرند

زنهار مباد از شما ، شیون و شین

پامال مباد خون یاران حسین

آنگاه یکی پیرهن کهنه گرفت

پوشید به زیر پیرهنها چه شگفت !

تا خصم برون نسازد آنرا ز تنش

شاید که بماند آن به جای کفنش

شد سوی رباب تا وداعش گوید

هم اصغر شش ماه ی خود را بوید

بنشسته رباب زار و محزون و غمین

گفتا به حسین ، اصغرم را تو ببین

نه آب به خیمه است نه شیر مرا

بستان ز منش ز آب کن سیر ورا

برداشت حسین اصغر نالان را

بنمود نظاره نوگل بستان را

چشم عمر سعد بر این صحنه فتاد

با حرمله گفت صید در دام افتاد

بشتاب ز تیر تیز سیرابش کن

با تیر سه شعبه زود اعدامش کن

حکم عمر سعد شنید آن ملعون

با تیرسه شعبه خفت اصغر در خون

گفتا به خدا، حسین اینجاست منا

بنمای قبول ذبح زیبای مرا

آورد به پشت خیمه دفنش بنمود

وآنگه به علی اوسطش روی نمود

گفتا پسرم رسید هنگام وداع

گویم به تو اسرار امامت به وداع

همواره خدای همره و یارت باد

پیروزی خون ما زگفتارت باد

آمد به مصاف خصم ،گفتا ای خلق

از بین شما کسیست بر یاری حق

خود نامه نوشتید طرفدار توییم

در دفع فساد جملگی یار توییم

گفتا عمر سعد به تیرش بندید

بر صحبت او دوگوش خود را بندید

درگیر شدند درنبردی سنگین

افتاد حسین بن علی روی زمین

شمر آمد و راس اطهرش کرد جدا

گردید حسین بن علی از شهدا

کردند اسیر زینب و زنها را

سجاد مریض و جمع کودکها را

بر نیزه نمودند همه سرها را

بردند به سوی کوفه اختر ها را

بد ابن زیاد شاد و خوشحال ز فتح

بنشسته به قصر خویش سر حال ز فتح

بردند به مجلسش اسیران با بند

سرمست نشاط بود و بر لب لبخند

او گفت به زینب که خداتان رسوا

بنمود و دروغتان عیان شد بر ما

در پاسخ او بگفت از ماست رسول

ما پاک و منزّه ایم مانند بتول

تو فاسق و فاجری تو رسوا هستی

در نزد خدا و خلق رسوا هستی

زینب چو علی ادامه دادی به سخن

شد ابن زیاد خوار در کار سخن

گفتا بکشند حضرت زینب را

تا روز کند برای خود این شب را

برخاست یکی مرد که این کار خطاست

کشتار زنی که برتنش رخت عزاست

زان بعد فرستاد به شام ایشان را

چون تاب نداشت صحبت ایشان را

در شام یزید مست و مسرور ز فتح

بنشسته به تخت خویش مغرور ز فتح

بنموده چراغانی و آذین بندی

در شام به لب های همه لبخندی

بردند اسیران همگی را در بند

سجّاد و زنان و زینب و طفلی چند

بنهاده سر حسین در تشت طلا

گفتا که چگونه بینی این کار خدا

یعنی که خدای خوارتان کرده چنین

پیروز منم شکستتان داده چنین

زینب به جواب گفت در ظاهر امر

پیروز تویی ولی نه در باطن امر

از خون حسین خون عالم جوشد

آخر به شما رخت مذلّت پوشد

تا حشر بود خون حسینی در جوش

وین بانگ نمی شود به عالم خاموش

جا داد به یک خرابه جمع اسرا

تا بیش شود خراب وضع اسرا

شاید که شوند زین مشقّت خسته

شاید بشود زبان ایشان بسته

در نیمه ی شب صدای یک طفل شنید

از ناله ی او یزید از خواب پرید

گفتا چه شده است ازچه رو گریان است

این کیست که درناله و در افغان است

گفتند رقیّه است فرزند حسین

گویا که بدیده است او خواب حسین

گفتا به طبق نهند راس بابش

شاید که ببیند و بگیرد خوابش

بردند طبق چو نزد آن طفل صغیر

گفتا که غذا نخواستم، عمّه، مگیر

گفتند که مقصود تو در این تشت است

بابای عزیزت از سفر برگشته است

برداشت سر پدرگرفتش آغوش

شد بلبل زار در گلستان خاموش

روحش به جنان برفت همراه حسین

درخاک خرابه دفن شد ماه حسین

زان ماه به جای بارگاهی مانده است

کاخ اموی ز شوکتش در مانده است

از نام یزید جز بدی هچ نماند

لعن ابدی بر او و یارانش باد.

جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠  توسط حسین نبی زاده اردکانی  |  نظر شما()

 

(توشیح: انرژی هسته ای حق مسلّم ماست)

ایرا ن  عزیز در همه اعصار بوده است

با اقتدار و  شوکت بسیار بوده  است

(نا برده  رنج گنج میسّر نمیشود)

در گوش او ز شیخ گهربار بوده است

رهپوی راه علم به آفاق بوده است

در نشر علم  منشا افکار بوده است

ژاژ است این که در طلب بمب هسته ایست

یا اینکه در حمایت اشرار بوده است

یک گام برخلاف صداقت نرفته است

بر طبق پادمان همه کار بوده  است

همّت نموده است که تا مستقل شود

در این  طریق ساعی و پرکار بوده است

سال گذشته  سوخت ،طلب کرد از  آژانس

پاسخ خلاف قاعده ی کار بوده است

تامین سوخت خواست ملّت ز دولت است

اعلان آن ز مجلس ابرار بوده است

همّت ،تلاش ،سوخت به ملّت عطا نمود

تحصیل سوخت معجز ایثار بوده است

اینک دگر نیاز  به ایشان نمی برد

سعی و تلاش چاره این کار بوده است

یک چند چوب غفلت  حکّام خورده است

قتل امیر حیله  اغیار بوده است

حیف از امیر  او که به کاشان شهید شد

در چشم دشمنان وطن خار بوده  است

قربان  همّتش که به علم اهتمام داشت

دارالفنون نمونه ی این کار بوده است

مشروطه چون به همّت مردم  به  پای گشت

حفظش ز خون ملّت بیدار بوده  است

سرها به دار شد پی آزادی وطن

شیخ شهید شاهد این کار بوده است

لبها بدوخت پهلوی و  شد عوض رژیم

ظلمش فزون ز دوره ی قاجار  بوده است

ملّت به پای گشت و به اسلام روی  کرد

حذف رژیم حاصل پیکار  بوده است

می خواست  غرب ملّت  ما  را  دهد شکست

تحریم  و جنگ حربه این کار بوده است

آن جام می تهی شد و بشکسته آن سبو

پاسخ ز  ما به خصم جهان خوار بوده است

سرشار صلح باد و صفا  سرزمین ما

ورد دعای  مردم  هشیار بوده است

تعجیل  در ظهور  تو یا صاجب  الزمان

هرصبح وشام بر لب ابرار بوده است

مقصود ملّت است سر  بیت های فوق

در این مسیر یار و مددکار بوده است

( این شعر اصلاح شده شعر قبلی است که در یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩ در وبلاگ نوشته شده بود.)

جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠  توسط حسین نبی زاده اردکانی  |  نظر شما()

 

کشور ایران تو را سراست رضا جان

کشور ایران تو را سراست رضا جان

هادی آنی به راه راست رضا جان

صلح وصفا ،عدل و داد تا به ابد باد

جاری و بر پا بدون کاست رضا جان

از همه ادیان به آستان  تو آیند

محور این وحدت از شماست رضا جان

عده ای از جهل گم نموده ره راست

هادیشانی به راه راست رضا جان

گر به تظّلم به بارگاه تو آیند

یاورشانی به دادخواست رضاجان

گر تو عنایت کنی شفا بپذیرد

درد مریضی که بی دواست رضاجان

منتظران ظهور سوی  تو آیند

شافعشان گر شوی سزاست رضا جان

همرهشان از خدا بخواه فرج را

حاجت جمعی ز حق رواست رضاجان

ضامن آهو شدی رهاندیش از بند

ضامن من هم شوی رواست رضاجان

تا برهم با عنایت تو ز ابلیس

همّت او بر شکار ماست رضا جان

دل خوش از آنم که روز حشر بگویند

بنده ی ما زائرالرضاست رضاجان

یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠  توسط حسین نبی زاده اردکانی  |  نظر شما()

 

(ماندست کلام او در حنجره اش در سد): تقدیم به جانبازان سرفراز و صبور

جان باخته در میدان امّا نه به صد در صد

ماندست تنش با جان امّا نه به صد در صد

چون ماه بنی هاشم دادست دو دستش را

می جست شهادت را نایافت به صد در صد

تک سرفه ی خشک او یادآور ایثار است

دادست به همسنگر او ماسک به صد در صد

تا باز شود معبر رفتست به روی مین

تا باز شود معبر پا داده به صد در صد

ترکش به تنش ماندست بسیار از آن دوران

مجموعه ای از درد است امروز به صد در صد

بر حنجره اش ترکش خوردست چنان اصغر

ماندست  کلام او در حنجره اش در سد

زان بمب که یارانش، را کشت ولی او ماند

موجیست به اعصابش ،پنهان شده صد در صد

گهگاه شود موجی فریاد زند ، حاجی

برخیز که یاران را ، کشتند به صد در صد

با همسر و فرزندان ،گاهی بکند تندی

شرمنده ی ایشان است زین کار  به صد در صد

پروانه صفت جمعند مشغول پرستاریش

هستند به دیدارش دلشاد به صد در صد

صد رنج نهان دارد امّا به لبش لبخند

گوید غم خود با چاه گهگاه به صد در صد

هنگام نماز شب خواهد ز خدا هرشب

عجّل لولیّک را صد بار به صد در صد

خواهد ز خدا ، او را ،بپذیرد و بگذارد

تا از شهدا گردد این بار به صد در صد

جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠  توسط حسین نبی زاده اردکانی  |  نظر شما()

 



h_arad39@yahoo.com

 

بوش(۳)
علی(۳)
رمضان(۳)
فلسطین(۳)
اوباما(۳)
قدس(۳)
غزّه(۳)
انرژی هسته ای حق مسلّم ماست(٢)
فرعون مصر(٢)
صهیونیزم(٢)
فاطمه(٢)
اسراییل(٢)
طبس(٢)
بحرین(٢)
زلزله(٢)
غدیر(٢)
تحریم(٢)
حزب الله(٢)
صهیون(٢)
سرای زهرا(٢)
ابوالقاسم(۱)
بیست و دو خرداد(۱)
السلام علیک یا روح الله(۱)
صبر علی(۱)
فتنه وآشوب(۱)
منتظران ظهور(۱)
امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است(۱)
زضا جان(۱)
فردو(۱)
مهدی زهرا(عج)(۱)
نهضت اسلام(۱)
لا اری الموت الاالسّعاده(۱)
ربلا(۱)
فلسطین=کربلا(۱)
پنجاه و هفتی(۱)
حبل الهی(۱)
دهه فجر(۱)
خماری(۱)
اجلاس دوربان(۱)
ای گل پنهان من(۱)
یا مقلّب القلوب(۱)
سپاه محمد(۱)
ایران سه نقطه دارد(۱)
اوز پرستار(۱)
روز تاسیس سپاه(۱)
روزمعلم مبارک باد(۱)
بیت المقدّس(۱)
ناوگان آزادی(۱)
وحدت و صلح و برابری(۱)
”این تذهبون(۱)
نیروی هسته ای صلح آمیز(۱)
صاحب ذوالفقار(۱)
فضل الله(۱)
محمّد رسول الله(۱)
ایرا ن(۱)
جزایر ما(۱)
آبهای ایران(۱)
صحبت تمدنها(۱)
حسین فهمیده(۱)
مهدی زهرا(۱)
منتظر الزیدی(۱)
هیهات منا الذّله(۱)
قتلگاه(۱)
شهید گمنام(۱)
السلام علیک یا ابا عبدالله(۱)
ابا عبدالله(۱)
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(۱)
فاتح خیبر(۱)
نصرالله(۱)
العزّه لالغزّه(۱)
نور باران(۱)
عدالت و آزادی(۱)
روز ملی خلیج فارس(۱)
السلام علیک یا فاطمه الزهرا(۱)
بتول(۱)
هسته ای(۱)
خلیج فارس(۱)
عرفات(۱)
مولود کعبه(۱)
وصی(۱)
بمب اتم(۱)
استقامت(۱)
عید مبعث مبارک(۱)
انالحق(۱)
کرببلا(۱)
نتظار(۱)
ولی(۱)
زمان ظهور(۱)
بهجتی(۱)
سومالی(۱)
نخل(۱)
اقتدار(۱)
لیله̈ القدر(۱)
الغوث(۱)
عید غدیر(۱)
فطر(۱)
ولایت(۱)
آه(۱)
جانباز(۱)
مسیح(۱)
زهرا(۱)
شفق(۱)
سه نقطه(۱)
رایس(۱)
ژاپن(۱)
صاحب الزمان(۱)
خرمشهر(۱)
فجر(۱)
خمینی(۱)
کربلا(۱)
تبعیض(۱)
رای(۱)
پیامبر اکرم(۱)
مکه(۱)
ایران(۱)
سوخت(۱)
قبله(۱)
شعر(۱)
امید(۱)
انتظار(۱)
انتفاضه(۱)
آرش(۱)
عباس(۱)
گل(۱)
تهران(۱)
امام رضا(۱)
تبریک(۱)
زینب(۱)
انرژی پاک(۱)
رستم(۱)
لا اله الا الله(۱)
فرج(۱)
حماس(۱)
روح الله(۱)
بهاریه(۱)
شاهنامه فردوسی(۱)
کعبه(۱)
سال نو(۱)
وحدت(۱)
سازمان ملل(۱)
توبه(۱)
ملی(۱)
رسول خدا(۱)
بلبل(۱)
اردکان(۱)
اهل کتاب(۱)
روز ارتش(۱)
قانون(۱)
مشعل(۱)
بم(۱)
اسلام حقیقی(۱)
حجّت(۱)
بمب هسته ای(۱)
ریاست جمهور(۱)
روز میلاد(۱)
ابا صالح(۱)
حیدر(۱)
حسنی مبارک(۱)
شصت سال(۱)
خونین شهر(۱)
شام غریبان(۱)
انتظار فرج از نیمه خرداد(۱)
روز جهانی مبارزه با مواد مخدّر)(۱)
ماه شعبان ماه پر میلاد، ماه پر امید(۱)
از مدینه تا شام(۱)
برق پاک اتمی درراه است(۱)
محکومیت اهانت به قران کریم(۱)
ار مدینه تا شام(۱)
تقدیم به شهیدا دانشگاه شهید بهشتی(۱)
رضا جان(۱)
لنگه کفش(۱)
غنی سازی(۱)

 

 

آرتاکاوا
روایت های آسمانی
دیار مهر
حضور 1
کليد بهشت
معبر
حرف اول
فولادی.بلاگفا
خموشانه
والله خیر الماکرین
به نام آنکه طبيب همه دردهاست
مقاومت اسلامی لبنان
پايگاه اطلاع رساني کانون فرهنگي مطالعاتي صبح قريب
ماه بالاي سر تنهاييست
جنبش ضد صهیونیستی
تو می آیی کجا یا کی نمیدانم ؟
خبر گزاری قدس
معرفی شعرا و شعرهای مقاومت مردم فلسطین
دکتر ابولقاسم افخمی اردکانی
سایت اینترنتی روستای فردو
پرتگاه شبرنگی
مداح احمد صدرایی
مهدی زاده اردکانی
مخمصه
بانک سپه
شاعران پارسی
تاریخ اردکان

 

دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥

 

 

RSS 2.0

Blog Skin